حاج ملا هادي السبزواري

509

شرح مثنوى

آن معيت : قيوميه ، مشارٌ إليها در كريمهء * ( « وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ » 57 : 4 ( 1 ) . از گوش من : نسخهء « در گوش » اولى است . يعنى در گوش دل . و كوش - به معنى كوشش - اولى از اولى است ( ( 4179 ) ) كى كنم من از معيت فهم راز * جز كه از بعد سفرهاى دراز ن 1247 17 - ك 413 37 فهم راز : كه راز و سرّ اين معيّت « بود » است با « نمود » ، و شىء است با فىء ، نه شىء با شىء . كه مأثور است كه آن ، « مَعَ كُلِّ شَىءٍ لا بِمُقارَنَةٍ وَغَيرِ كُلِّ شَىءٍ لا بِمُزايَلَةٍ » ( 2 ) . و ايضاً « داخِلٌ فىِ الأشياءِ لا بِالمُمازَجَةِ وَخارِجٌ عَنِ الأشياءِ لا بِالمُزايَلَةِ » ( 3 ) . و آن چه ابن فارض در قصيدهء تائيّه گويد كه : و المعية لم تخطر على المعيتى ، معيّتِ تقارنى است ، نه بود با نمود . ( ( 4180 ) ) حق معيت گفت و دل را مهر كرد * تا كه عكس آيد به گوش دل نه طرد ن 1247 18 - ك 413 37 دل را مهر كرد : قال تعالى * ( « خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ » 2 : 7 ( 4 ) . پس تا سير الى الله و فى الله نشود ، مُهر برداشته نشود ، و اتّصاف به صفات اللَّهى و تحقق - كما هى - نشود . ( ( 4182 ) ) چون خطائين آن حساب با صفا * گرددش روشن ز بعد دو خطا ن 1247 20 - ك 414 1 چون خطائين : يعنى مثالى از اين مرحله ، خطائين مصطلح علم حساب است . چنان كه در آن علم گويند : استخراج مجهولات ، طرق دارد . يكى استخراج به حساب الخطائين است . و آن چنان است كه فرض كنى مجهول را هر چه خواهى ، و آن را بنام مفروضِ اوّل . و عمل كن به آن چه در سؤال است . پس اگر مطابق باشد ، فهو ، و اگر خطا باشد ، بنام آن را خطاءِ اوّل . و بعد فرض كن عدد ديگر ، و بنام آن را مفروضِ ثانى ، و عمل كن به آن چه در سؤال است . و اگر خطا باشد ، بنام آن را خطاءِ ثانى . و بعد ضرب كن مفروض اوّل را در خطاءِ ثانى ، و بنام - حاصل ضرب را - محفوظِ اوّل . و ضرب كن مفروض ثانى را در خطاءِ اوّل ، و بنام محفوظ

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء حديد ، آيهء 4 . . ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء اوّل . . ( 3 ) قريب به اين مضامين توحيد صدوق ، ص 305 . . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 7 . .